ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
95
لمعات الهيه (فارسى)
بالذات مبصر و مرئى مىشود ، و اين جماعت متفرق شدهاند به چندين فرقه ، بعضى گفتهاند در دنيا نيز ديده مىشود به همين ديدهها ، و بعضى تخصيص به آخرت دادهاند و بعضى گفتهاند ديده مىشود و ليكن نه به اين ديده بلكه بديدهء باطن ، و اين اخير خالى از محمل نيست اگر مراد از ديدن بديدهء باطن ديدن كنه ذات اقدس نباشد . اكثر اين جماعت مجسّمهاند ، يعنى خدا را جسم مىدانند . بعضى گفتهاند به صورت جوان صاحب حسنى غير ملتحى است ، و بعضى گفتهاند به صورت شيخ محاسن سفيد است . حكايتهاى عجيب و نقلهاى غريب دارند كه اطفال و صبيان را از شنيدن آن خنده مىگيرد . باصطلاح از فرق اسلامند ، بلى كسى كه پيرو مرشدش اول و ثانى [ و ثالث ] باشد توقع معرفت و عرفان بيشتر از اين از او نمىتوان نمود ، خداوند احد را معدوم صرف ندانستهاند خوب است باز خانهء ايشان آبادان كه موجود و به صورت انسان دانستهاند . خاندانى كه تو باشى محرم * واى بر سيرت آن اهل حرم « خذلهم اللّه و اخزاهم ، الحمد للّه اولا و آخرا » . دقيقة " عرفانية " در لمعهء دوم محقق گرديد كه حضور فيض و اثر بحضور اشراقى از براى مدرك حضور مفيض و مؤثر است بحضور اشراقى از براى او . و بعبارت ديگر حضور مجعول بالذات بحضور اشراقى از براى مدرك حضور جاعل بالذات است بحضور اشراقى از براى او ، و ليكن بوجه نه بكنه ، بنحو نقصان نه بنحو تمام ، بوجه قصور نه بوجه كمال . از اينجا ظاهر مىشود كه ادراك مفاض بالذات مر مفيض بالذات را به قدر افاضه است نه به قدر مفيض ، به مقدار مرتبهء خود است نه به مقدار مرتبهء مفيض ، و به اين معنى محمول است آنچه كه در آيات قرآنيه و آثار نبويه و در كلمات اساطين حكما و محققين عرفا وارد است از مشاهده ذات ذو الجلال و از محو بودن در ملاحظهء ذات او ، و تخصيص اين معنى بكمّل و مقربان از جهت كمال قرب و تمام مناسبت ايشان است با مبدأ كمالات و مفيد خيرات و از براى انغماس غير ايشان است در نقايص و اعدام اجسام و در قوى و ملكات مواد ، و به اين محمل صحيح ، صلح تمام و التيام ما لا كلام ، حاصل مىشود در ميانهء آيات و اخبار و كلمات محققين از حكما و عرفاى ملت بيضا كه بعضى دلالت بر امتناع